»» هدف ما: شناخت تاخوردگی پروتئین ها، مجتمع شدن پروتئین ها و بیماری
همونطور که گفتم درمورد پروژه Folding توضیح میدم، این پست رو آماده کردم که بخونیدپروتئین چیست و دلیل تاخوردگی آن چیست؟ پروتئین ها کارگران زیستی هستند — یا به عبارتی "ماشینهای ریز". قبل از اینکه پروتئین ها اعمال بیوشیمیایی خود را انجام دهند، باید خود را سرهم نموده و یا دچار "تاخوردگی"
شوند. با وجود نقش اصلی و اساسی در زیست شناسی، روند تاخوردگی پروتئین ها
به صورت یک راز باقی مانده است. بنابراین جای تعجب نیست زمانیکه پروتئین
ها به طور صحیح تا نمی خورند (بدتاخوردن)، سبب ایجاد اثرات جدی شامل
بسیاری از بیماری های آشنا مثل آلزایمر، جنون گاوی، CJD، ALS و پارکینسون می گردند.Folding@Home چه کاری انجام می دهد؟ Folding@Home یک طرح محاسبه توزیعی (Distributed Computing) می باشد که تاخوردگی پروتئین، بدتاخوردن، تهاجم و بیماریهای ناشی از آن
را مورد مطالعه قرار میدهد. ما از روشهای محاسباتی جدید و محاسبه توزیعی
بسیار گسترده استفاده می کنیم تا مقیاس زمانی معادل هزاران تا میلیونها
برابر طولانی تر از آنچه در گذشته قابل دستیابی بود را شبیه سازی نماییم.
این به ما اجازه داد تا برای اولین بار تاخوردگی پروتئین را شبیه سازی
کنیم و هماکنون روش خود را برای بررسی بیماریهای ناشی از تاخوردگی به کار گیریم.
نتایج حاصل از شیبه سازی ویلین با استفاده از Folding@Home چگونه می توانید کمک کنید؟
شما می توانید به طرح ما از طریق دانلود و اجرای نرم افزار ما کمک کنید.
الگوریتمهای ما طوری طراحی شده اند که با اضافه شدن هر کامپیوتر به طرح،
افزایش سرعت شبیه سازی متناسب را بدست خواهیم آورد. همچنین می توانید با اهدا وجه از طریق دانشگاه استنفورد به این طرح کمک کنید. تابحال چقدر پیش رفته ایم؟ ما موفقیت های بسیاری داشته ایم که شما می توانید در مورد آنها در صفحه علمی، بخش نتایج بخوانید و یا مستقیم به صفحات انتشارات و مقالات بروید.
از 1 اکتبر 2000، بیش از 500.000 CPU در سراسر جهان در Folding@Home شرکت کرده اند. هر CPU
اضافی توان ما را در اجرا افزایش می دهد که به ما امکان می دهد از عهده
مشکلات سخت تر بر آمده و یا این تحقیق را سریعتر و دقیق تر به انجام
برسانیم.
می خواهید که بیشتر بدانید؟ جهت دانلود یا اطلاعات بیشتر برروی لینک های طرف چپ کلیک کنید. همچنین شما می توانید خلاصه ای از جانب ما را دانلود کنید که به صورت PDF بوده و برای توزیع مناسب است.
Translation to Persian by Dr. Seyed Reza Jafarzadeh بخش فارسی از دکتر سید رضا جعفرزاده
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( یکشنبه 88/11/11 :: ساعت 10:3 عصر )
»» پروژه Folding@Home
امروز تو یکی از فروم ها یه چیز جالب دیدم
به نظرم رسید که اینجا هم بیانش کنم
اول بریم سر مقدمه که این پروژه Folding@Home چی چی هست
What is Distributed Computing?
بیشتر دانشکاه ها و موسسات علمی برای انجام دادن محاسبات پیچیده علمی که
دارن از SuperComputer استفاده میکنن تا بتونن در کمترین زمان بیشترین
بهره رو ببرن و جواب هارو در اسرع وقت بگیرن. ایده Distributed Computing
از اینجا میاد که وقتی همه توی خونشون یک کامپیتر معمولی دارن اگر بتونیم
این کامپیتر هارو به هم وصل کنیم میتونیم قدرتی به دست بیاریم که میتونه
حتی از Supercomputer هم سریع تر باشه! این ایده وقتی به اجرا در اومد
effective شناحته شد و SETI از اولین پروژه هایی که در این رابطه بیرون
اومد بود که محبوب بود یه زمانی. اساس این کار این هست که به طور مثال
هرکدوم از ماها گوشه ایی از اون محاسبات رو روی کامپیوتر خودمون انجام
میدیم و در اخر نتیجه رو share میکنیم
What is Folding@Home?
Folding@Home پروژه ایی هست که بر مبنای Distributed Computing بناشده و
هدفش پیدا کردن این هست که Protein ها چجوری fold میکنن و عوارض و مشخصات
مربوط به این کار چیه. این پروژه از بزرگترین ها در زمینه Distributed
Computing هست. تا زمان کنونی حدود 49 جورنال علمی بر اساس یافته های
Folding@Homeانتشار پیدا کرده.(در مورد این پروژه هم در پست بعدی توضیح میدم)
حالا شما تنها کاری که میکنید اینه که برنامه مخصوص این سایت رو دانلود و نصب میکنید
بعد از انتخاب نام کاربری Username برنامه رو OK میکنید و برنامه به System Tray میره (همون گوشه پاین سمت راست، کنار ساعت)
این برنامه از اونجایی که من شنیدم به هیچ وجه سرعت سیستم رو پایین نمیاره و فقط زمانیکه CPU چیز خاصی پردازش نمیکنه شروع به کار میکنه (البته خودم هنوز این قضیه رو امتحانش نکردم)
بعد از اینکه برنامه به system Tray میره اطلاعات لازم رو از اینترنت دریافت میکنه (که اصلا حجیم نیستن) و بعد شروع به کار میکنه
بعد تمام شدن پردازش یک سری داده برنامه به طور خودکار (زمانیکه به اینترنت متصل باشید) اطلاعات رو Upload میکنه
جالب اینه که توی سایت مخصوص این پروژه زبان فارسی هم هست که اصلا نمیشه روش کلیک کرد :))
برای کسب اطلاعات بیشتر هم میتونید به سایتش مراجعه کنید (البته به زبان انگلیسی)
برای بازدید از سایت به
اینجا مراجعه کنید
برای دانلود برنامه
اینجا را کلیک کنید
این پست رو تنها به جهت وظیفه ای که نسبت خودم در جهت ارتقای سطح علمی دنیا میدیم زدم
توی این قضیه هیچ منفعتی به من نمیرسه و این یه کار دلبخواهه
اگه زیاد پای سیستم میشینید یا سیستمتون بیخودی زیاد روشن میمونه، امتحاش هیچ ضرری نداره
بازم سوالی بود توی نظرات میخونم و جواب میدم
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( شنبه 88/11/10 :: ساعت 11:3 عصر )
»» خدا چه شکلی بود؟
مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود . ساکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
پدر و مادر می ترسیدند ساکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار ساکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ، بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .
ساکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها ساکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( سه شنبه 88/9/24 :: ساعت 9:56 عصر )
»» هزار تا بوسه
روزی مردی به خونه اومد و دید که دختر سه ساله اش قشنگترین و گرونترین کاغذ کادوی موجود در کمد اون رو تیکه تیکه کرده و با اون یه جعبه کفش قدیمی رو تزیین کرده !!! مرد دخترک رو بخاطر اینکار تنبیه کرد و دختر کوچولو اون شب با گریه به رختخواب رفت و خوابید. فردا صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد و چشاش رو باز کرد ، دید که دخترک بالای سرش نشسته و جعبه تزیین شده رو به طرف اون دراز کرده!! مرد تازه یادش اومد که امروز ، روز تولدشه و دختر کوچولوش اون کاغذ رو برای تزیین کادوی تولد اون استفاده کرده. با شرمندگی دخترش رو بوسید و جعبه رو از اون گرفت و درش رو باز کرد. اما در کمال تعجب دید که جعبه خالیه !!! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که : « جعبه خالی که هدیه نمیشه!! باید توش یه چیزی میذاشتی !!!». دخترک با تعجب به صورت پدرش خیره شد و گفت : « اما این جعبه خالی نیست. من دیشب هزار تا بوس توش گذاشتم تا هروقت دلت برام تنگ شد یکی از اونا رو برداری و استفاده کنی از اون روز به بعد ، پدر همیشه اون جعبه رو همراه خودش داشت و هروقت دلتنگ دخترش می شد در اون رو باز می کرد و با برداشتن یه بوسه آروم می گرفت. هدیه کار خودش رو کرده بود...
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( یکشنبه 88/9/22 :: ساعت 6:23 عصر )
»» شیر آب هم اینقدر زبون نفهم؟!
سلام. بعد عمری اومدم یه پست بدم
امروز رفته بودم خونه مادر بزرگم
چند روزی بود شیر ابش داشت چکه میکرد از من خواسته بود برم تا براش درستش کنم
شیر ظرفشوییش بود
سری های شیر رو باز کردم دیدم واقعا شیر پوسیده است و با واشر عوض کردن عمرا درست نمیشه .انگار یه 20 سالی بود که باز نشده بود. بخاطر همین گفتم بذار مغزی شیر رو عوض کنم. رفتم و دو تا مغزی برای شیر گرفتم و اومدم و شروع کردم به باز کردن مغزی های قدیمی
منتهی چون شیر خیلی وقت بود که سرویس نشده بود رسوب گرفته بود. مغزی آب سرد رو با یه خورده زحمت بازش کردم اما مغزی آب گرم چون رسوب بیشتری گرفته بود هرکاری کردم باز نشد.
اولش آچار فرانسه انداختم ،هرچقدر زور زدم باز نشد که نشد حتی بخاطر اینکه جنس مغزی برنج هم بود و برنج هم که یه نوع فلز نرم هستش و با فشار خورده میشه و حالتش رو از دست میده، این مغزی هرز رفت و دیگه با آچار فرانسه هم باز نشد. با آچار شلاقی افتادم به جونش اما مثل اینکه خیلی سمج تر از این حرفها تشریف داشتند
منتهی منم کم نیاوردم و شیر رو کامل باز کردم افتادم تو خیابون بلکه یه مغازه تاسیساتی پیدا کنم تا به زور این مغزی رو برام درش بیاره
رسیدم به یه مفازه و دادم تا برام بازش کنه.اولش شروع کرد غر زدن که چه بلایی سر این بدبخت اوردی بعدش اومد با زبون خوش مغزی رو بکشه بیرون . من هرچی بهش گفتم من خودم همه این کارهارو کردم گوش ندادو کار خودش رو کرد. اخر سر که دید نمیشه، به زور متوسل شد و بعد از یه ساعت با اجرا کردن همه فوت و فن هاش بالاخره این مغزی زبون نفهم رو از جاش کشید بیرون و کار مارو راه انداخت (خدا خیرش بده خداییش)
یعنی تو دنیا ادمی پیدا میشه که از این شیر آب زبون نفهم تر باشه که بخوای با زور حالیش کنی؟
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( سه شنبه 88/4/30 :: ساعت 11:31 عصر )
»» لطفا سیگار نکشید()NO SMOKING please
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( دوشنبه 88/4/22 :: ساعت 10:12 عصر )
»» حرف دل
سلام به همه خوانندگان سروش دل
چند روزی هست فضای انتخابات به شکل واقعا بدی مملکت رو گرفته
الان کل ایران رو ببینید شدن 2 دسته
قبلا زمان انتخابات که میشد هر کسی اگر طرفدار شخص خاصی بود میومد میگفت فلانی
قراره این کارو بکنه که به نظر من کار خیلی خوبیه و به همین علت من به فلانی رای میدم
اما شما بیایید امروز رو ببینید
کل ایران 2 دسته شدن
یه طرف میگه احمدی نژاد فلان کارو
کرد گند زد به مملکت پس بریم به میرحسین موسوی رای بدیم
یه طرف دیگه هم میاد میگه اون موقع که میر حسین موسوی نخست وزیر بود این کارو کرد ماهیت ریاست جمهوری رو زیر سوال برد پس این اقا نمیتونه برای اداره مملکت فرد مناسبی باشه بریم به احمدی نژاد رای بدیم
بعدش هم که اینطوری افتادن به جون همدیگه و فحش خواهر و مادر به همدیگه میدن
واقعا چه کسی از این دعوا و جدال سود میبره؟
شما ها جزء تفرقه چیز دیگه ای میتونید اسمشو بذارید؟
چرا کوتاهی یه شخص رو به اسم خیانت طرف میگذارید؟
چرا نگاه نمیکنید که اون شخص در آینده چه کار میخواد بکنه بعد بر اساس اون معیار هایی که در اینده می خواد اجراشون کنه نامزد مورد نظرتونو انتخاب نمیکنید؟
چرا فقط دنبال این هستید که پته فلانی رو رو آب بریزید
این که برنامه اینده یه طرف رو نادیده بگیرید نتیجش رو زمان ریاست جمهوری اون طرف میبینید
پس بهتره بجای اینکه بیاییم فحش بهم بدیم بیاییم به همدیگه کمک کنیم تا مناسب ترین فرد انتخاب بشه که بتونه مشکل همه رو حل کنه
بنده به هیچ عنوان نه طرفدار کاندیدای خاصی هستم و نه دشمنی خاصی با کسی دارم
اصلا مخاطب حرفهام طرف خاصی نبود
البته خیلی خلاصه بود میدونم
کلا من تو حرف زدن خلاصه ام D:
فقط حرف دلمو زدم تنها برا اینکه دلم واسه مملکتم میسوزه و دوست دارم پیشرفتشو ببینم
یا حق
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( شنبه 88/3/16 :: ساعت 8:52 عصر )
»» با صحبتهای دیشب پایم سست شد
یکی از کابران "تابناک" در پیامی آورده است:
سلام من یک بسیجی، معتقد به نظام و عضو هیات علمی دانشگاه هستم ولی با صحبتهای شب گذشته کاندیداها دید من نسبت به نظام تغییر کرد.
چرا
تیشه به ریشه نظام می زنید. چرا اکثرنامزدهای انتخاباتی برای رسیدن به
قدرت از هر گونه حرف و عملی فروگذار نمی کنند؟ آیا شماها خود را واقعا
شیعه علی می نامید؟ وقتی من معتقد با اینگونه حرفها پایم برای شرکت در
انتخابات سست می شود از سایرین چه انتظاری خواهد رفت؟
آیا شایسته
شیعه علی (ع) و سرباز امام زمان (عج) است اینگونه صحبت کردن که در غیاب
کسی به او و خانواده اش همه چیز گفتن؟ گیرم که صحیح باشد جز بدبین کردن
مردم به نظام و شاد کردن دل دشمنان نظام چه سود دیگری در بر داشت؟! آیا
خدای متعال راضی است؟
بد نیست کمی به نحوه برخورد مولای متقیان با دشمنی همچون عثمان توجه نماییم:
ای پسر عباس! عثمان می خواهد که مرا همچون شتر آبکش قرار دهد که دائم در
حال آمد و شد باشم. یکبار پیغام فرستاد که از مدینه بیرون روم سپس پیغام
داد که به مدینه باز گردم و اکنون تو را فرستاده که از شهر خارج شوم. به
خدا قسم آنقدر از او دفاع کردم که ترسیدم گنه کار باشم. (خطبه 240 نهج
البلاغه حضرت علی (ع).)
خطبه 75 از نهج البلاغه: دفاعیّات حضرت علی (ع) در مقابل تهمت های بنی امیه برای متهم کردن حضرت به شرکت در قتل عثمان:
آیا
شناختی که بنی امیه از من دارند آنان را از افترا زدن به من باز نداشت.
آیا پیشینه نیک من مردم نادان را در تهمت زدن به من مانع نشد. البته پندی
که خدا به آنان داده از زبان و بیان من رساتر است. من با آنان که از دین
خارج شده اند احتجاج می کنم و با آنان که در دین به تردید افتاده اند
دشمنی می ورزم. امور مشتبه بر کتاب خدا عرضه می گردد و بندگان به آنچه در
سینه د ارند جزا داده می شود.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( پنج شنبه 88/3/14 :: ساعت 7:45 عصر )
»» بهشت و جهنم
روزی
یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم
چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در
هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق
یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که
دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال
بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند
داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به
راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما
از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را
برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: "تو جهنم را
دیدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا
هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز،
آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و
چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند
پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت
دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های
طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به
شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر
کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار
به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی
نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت
الهی) نخواهد شد.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( پنج شنبه 88/2/24 :: ساعت 12:59 عصر )
»» تاحالا اینقدر بدشانس بودی
که کارت گرافیکت درست شب روزی که مهلت گارانتیش تموم شده یه دفعه بترکه
اینو پیوست اون پست همکار خوبم درباره شانس و بد شانسی نوشتم
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ehsan ( سه شنبه 88/2/22 :: ساعت 11:33 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
سال جدیدسال نو مبارکروز پزشک گرامیبادرمضان...میلاد نور مبارک.......اس ام اس ولادت حضرت ابوالفضل (ع) و روز جانباز27رجب عید مبعث پیامبر اکرم (ص)بر تمامی مسلمانان مبارکاشیایی پرکاربرد که کثیفتر از کاسه توالت هستند!7 نکته درباره آلرژی4 قانون در مصرف دارو[عناوین آرشیوشده]