سوار مي آيد

به شکوه جوانه ها سوگند
به تب سبز دانه ها سوگند
که ز پا هيچ و هيچ ننشينيم
تا شکوفاي فجر را بينيم
عاقبت آن سوار، مي آيد
بي قراران! قرار مي آيد
راهي دگر ندارد
دلم شکسته است و زين جماعت کسي ز حالم خبر ندارد
به جز که سوزد، به جز که سازد به خويش راهي دگر ندارد
نشسته زخمي بر استخوانم که برده هم تاب و هم توانم
طبيب پير زمانه گويد که لطف مرهم، اثر ندارد
نه صحبت يارآشنايي، نه قاصدي نه صداي پايي
چه گويم از کوي خاطر خود که بويي از رهگذر ندارد
دگر هواي پريدن آري پريده از خاطر خيالم
پرنده من به بستر خون تپيده و بال و پر ندارد
بيا و محو کرانه ام شو، بيا و شور ترانه اي شو
بيا به محمل که بي تو ديگر دلم هواي سفر ندارد
حديث چشمت چه خواندني شد ز لطف اِعراب ابروانت
اشارتي کن که فراق زير و زبر ندارد
پرويز بيگي حبيب آبادي
ما منتظريم

ما منتظريم از سفر
برگردي
يک روز شبيه رهگذر برگردي
با کاسه آب و مجمري از
اسپند ما
آمدهايم پشت در برگردي
وقتي سر شب که رفتنت را
ديديم گفتيم نميشود
سحر برگردي
ما منتظر توايم آقا
نکند
يک جمعه غروب بي خبر برگردي
من گوشهنشين کوچه
برگشتم اي کاش که
از همين گذر برگردي
پرواز نميکنيم از اينجا
بايد در
فصل نبود بال و پر برگردي
وقتش نرسيده است اي مرد
ظهور با سيصد و سيزده
نفر برگردي
"علي
اکبر لطيفيان"
عطر حضور

امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امکان و ملجا همه خلايق، اگرچه غايب است
و ظهور نکرده؛ اما حضور دارد. مگر ميشود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در
دل خود و با وجود و حواس خويش، حس ميکند. آن مردمي که مينشينند، راز و نياز
ميکنند، دعاي «ندبه» را با توجه ميخوانند، زيارت «آل ياسين» را زمزمه ميکنند و
مينالند؛ ميفهمند چه ميگويند. آنها حضور اين بزرگوار را حس ميکنند، ولو هنوز
ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضرري نميزند. ظهور نکرده است؛ اما
هم در دلها و هم در متن زندگي ملت، حضور دارد. مگر ميشود حضور نداشته باشد؟
شيعه خوب، کسي است که اين حضور را حس کند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين،
به انسان اميد و نشاط ميبخشد. (1)
يکي از آن خورشيدهاي فروزان، به فضل و کمک پروردگار و به اراده الهي، امروز در
زمان ما به عنوان «بقية الله في ارضه»، به عنوان «حجة الله علي عباده، به عنوان
«صاحب زمان» و «ولي مطلق الهي» در روي زمين وجود دارد. برکات وجود او، انوار
ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر ميرسد.» (2)
امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسانهاي روي زمين، منبع
برکت، منبع علم، منبع درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است .
چشمهاي ناقابل و تيره ما، آن چهره ملکوتي را از نزديک نميبيند؛ اما او مثل
خورشيدي درخشان است. با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متصل است و براي انساني
که داراي معرفت باشد، موهبتي از اين برتر نيست که احساس کند، ولي خدا، امام بر حق،
عبد صالح، بنده برگزيده، در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهي در
زمين، با او و در کنار او است. او را ميبيند و با او مرتبط است. (3)
اراده الهي، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله في ارضه»، به عنوان «حجة الله
علي عباده، به عنوان «صاحب زمان» و «ولي مطلق الهي» در روي زمين وجود دارد. برکات
وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر ميرسد.»
اين بزرگوار، در فضاي ذهني و معنوي جامعه ما، حضور دارد و جوانان مؤمن و با
اخلاص نيز با آن حضرت، قلباً در ارتباط هستند. اين ارتباط، به معناي حقيقي کلمه، دو
جانبه است و در حالات برجسته شور و محبت و احساس و عواطفي که ملت ايران، نسبت به
اين بزرگوار دارند، اين ارتباط طرفيني است. (4)
امام معصوم و بازمانده عترت پيغمبر و اهلبيت عليهم السلام، در طول اين زمانهاي
اخير، در ميان جوامع بشري بوده است؛ امروز هم در ميان ما است. (5)
ارتباط قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان(عج)، اميد و انتظار را به طور
دائم در دل آنها زنده نگه ميدارد و اين خود، يکي از پر برکتترين حالات انساني
است. (6)
اهل معنا و باطن، در توسلات معنوي خود، اين بزرگوار را مورد توجه و نظر دائمي
قرار ميدهند و به آن حضرت توسل ميجويند و توجه ميکنند. نفس پيوند قلبي و تذکر و
توجه روحي به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالي، انسان را عروج و رشد ميدهد و
وسيله پيشرفت انسان را - روحاً و معنا - فراهم ميکند .
اين، يک ميدان وسيعي است. هر کسي در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار
مرتبط باشد، بهره خودش را خواهد برد. البته، توجه به کانون نور، بايد توجه حقيقي
باشد.
لقلقه زبان در اين زمينه، تاثير چنداني ندارد. اگر انسان، روحا متوجه و متوسل شد
و معرفت کافي براي خود به وجود آورد، بهره خودش را خواهد برد. اين، يک ميدان فردي و
تکامل شخصي و معنوي است. (7)
نزديک شدن به امام زمان(عج)، نه نزديک شدن در مکان هست و نه نزديک شدن به زمان.
شما که ميخواهيد به ظهور امام زمان(عج) نزديک بشويد؛ ظهور امام زمان(عج) يک تاريخ
معيني ندارد که صد سال ديگر مثلا يا پنجاه سال ديگر ... تا ما بگوييم که ما از اين
پنجاه سال، يک سال و دو سال و سه سالش را گذرانديم، چهل و شش سال و چهل و هفت سال
ديگر باقي مانده [است]. نه؛ از لحاظ مکان هم نيست که ما بگوييم: ما از اينجا حرکت
ميکنيم به طرف مثلا شرق يا غرب عالم يا شمال يا جنوب عالم، تا ببينيم که ولي
عصر(عج) کجا است و به او برسيم، نه.
نزديک شدن ما به امام زمان(عج) يک نزديک شدن معنوي است؛ يعني، شما در هر زماني
تا پنج سال ديگر، تا ده سال ديگر، تا صد سال ديگر که بتوانيد کيفيت و کميت جامعه
اسلامي را افزايش بدهيد، امام زمان - صلوات الله عليه - ظهور خواهد کرد. (8)
پينوشتها:
1- سخنراني روز ميلاد 17/10/74.
2- جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78.
3- همان.
4- کيهان 8/10/75.
5- جمهوري اسلامي 15/9/77.
6- رسالت 23/12/68.
7- جمهوري اسلامي 19/10/74.
8- خطبه نماز جمعه 6/4/59.
مسابقه آشپزي در چين با
موضوع المپيک چين
لحظه شماري براي آغاز المپيک
???? پکن آغاز شده است و در همين رابطه برنامه
هاي شگفت انگيز چيني هاي ذوق زده که از فرط
خوشحالي در پوست خود نمي گنجند ادامه دارد.
مسابقه آشپزي با موضوع «المپيک» تازه ترين
برنامه جذابي است که در «پکن» برگزار شد.
در اين مسابقه خوشمزه ، شرکت کنندگان غذاهايي
به شکل ورزشگاه ملي موسوم به «لانه کبوتر»
مشعل و نماد المپيک «پکن» زمين تنيس ، ميز و
راکت پينگ پنگ و.... پختند و به نمايش
گذاشتند.
قرار است قهرمان اين رقابت ، همزمان با آغاز
المپيک ???? جايزه نقدي بگيرد.
پيش تر يک ماجراجوي چشم بادامي ، در ايستگاه
مرکزي راه آهن «پکن» ??? سوزن آراسته به پرچم
??? کشور جهان و يک مشعل المپيک در سرش فرو
برد و نظر بسياري از علاقه مندان به ورزش و
همچنين رسانه ها را به خود جلب کرد.گزارش
ايسکانيوز مي افزايد،مقام هاي چيني معتقدند
برگزاري چنين برنامه هايي به منظور شاد کردن
ورزشکاران شرکت کننده در المپيک ???? بسيار
تاثيرگذار است.
کچل.....حتي صداهامون هم شبيه همديگه هست.....با
اولين گريه بازي شروع مي شه....هي بزرگ مي شيم،
بزرگ و بزرگتر....اونقدر بزرگ که يادمون ميره يه
روز کوچولو بوديم... ديگه هيچ چيزمون شبيه به هم
نيست....حتي صداهامون. گاهي باهم مي خنديم ، گاهي
به هم... اينجا ديگه بازي به نيمه رسيده. واسه
بردن بازي روي نيمه دوم نميشه خيلي حساب کرد. گاهي
بايد براي بردن بازي ، بين دو نيمه دوباره متولد
شد
آيا ميدانيد واژه
ok از کجا سرچشمه گرفته؟!![]()
اصطلاح
ok که
گاهي درزبان فارسي هم بکار مي رود داستان جالبي
دارد:
دريک
انبار کالا در امريکا ، کارگر بي سوادي به کار
مشغول بود.او وظيفه داشت تعداد کالاي مورد نظر هر
گوني را شمارش کرده و در صورت صحيح بودن ميزان آن
، روي گوني بنويسد
All Correct
به معناي " صحيح
است" ، چون اين کارگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين
کلمه را بلد نبود و فقط تا حدودي حروف را مي شناخت
، با استفاده از صداي اول کلمه ها علامتي روي گوني
ها مي گذاشت.
به اين صورت که به
جاي All
، ازحرف
O
و به جاي کلمه
Correct
، از حرف K
استفاده
مي کرد و لذا به
جاي اصطلاح All
Correct
روي گوني ها مي نوشت
OK
و جالب اينکه هر دو اين حروف با حرف اول کلمه اصلي
تفاوت داشت
و
وقتي کارفرمايش از او پرسيده بود اين حروف چيست وي
در پاسخ گفته بود به اختصار نوشته است
All Correct .
از آن به بعد استفاده از کلمه
OK در
آن انبار رسم شد و سپس به تدريج در دنيا همه گير
شد و امروزه مردم سراسر دنيا از آن به عنوان يک
کلمه کليدي در محاورات استفاده مي کنند
تا حالا شده از يک جاده صعب العبور
گذر کنيد ؟!
البته شايد ! ولي عبور از اين يکي
جاده واقعا شجاعت ميخواد...
!
اين راه گذر باريک از بين کوه ها در
سال 1901 در اسپانيا ساخته شد . اين
جاده به جهت عبور و مرور کارگران در
مابين دو آبشار ايجاد گرديد. در سال
1999 بعد از کشته شدن چند ماجراجو اين
گذر بسته شد . البته هنوز ماجرا
جوياني هستند که به طور غير قانوني
ريسک عبور از اين جاده خطرناک را مي
پذيرند.












خداوند ادب

اي خداوند ادب، بنده ي عشق
کشته مهر و وفا، زنده عشق
ادب و عشق و وفا، مرهونت
همت و جود و سخا، مديونت
شرف و غيرت و مهر و احساس
جاوداني زتو باشد- عباس (ع)
پيش سرو قدت، از خجلت خويش
سرو افراخته قد- سر در پيش
نخل جودي تو و- احسان، ثمرت
صد چو حاتم- چو گدايان به درت
پسر شير دل شير خداي
شاه بيت غزل عشق و وفاي
سرمه ي چشم ملک، خاک رهت
مشتري، مهر- به چهر چو مهت
بسکه ماه رخ تو دل مي برد
دل زديوانه و عاقل مي برد
عاشقان ريزه خور خوان تواند
جمله طفلان دبستان تواند
عقل- مبهوت وفاداري تست
عشق، حيران فداکاري تست
مشعل عشق، تو افروخته اي
شمع را سوختن آموخته اي
جز تو اي باخته سر در ره عشق
کيست؟ استاد به دانشگه عشق
گر چه خود مايه فخر بشرست
علي از چون تو پسر مفتخر ست
فاطمه، کش ز خدا باد سلام
در صف حشر چو بگذارد گام
همرهش- دست تو را مي آرد
تا که بار گنهان بردارد
اي دل خلق خدا پا بستت
بوسه زن، دست خدا بر دستت
ما همه دست به دامان توايم
ميزبان غم و مهمان توايم
فرا رسيدن اعياد مبارک شعبانيه و
تقارن سالروز ولادت با سعادت سرور
آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين (ع)،
سردار رشيد و با وفاي کربلا حضرت
ابوالفضل العباس (ع) و سيد الساجدين
حضرت علي ابن الحسين (ع) را به حضور
بقيه الله الاعظم حضرت ولي عصر (عج) و
تمامي مسلمين و شيعيان جهان، بويژه
شما اعضاي محترم گروه پارسي بلاگ
تبريک و تهنيت عرض مي نمايم.
اميدوارم اين ايام سر
آغازي براي شادي ها و خوشبختي همه شما
عزيزان باشد
سلام
جوان ثروتمندي نزد يک انساني وارسته رفت و از او اندرزي براي
زندگي نيک خواست.
مرد او را به کنار پنجره برد و پرسيد:
- "پشت پنجره چه مي
بيني؟"
"آدمهايي که ميآيند و ميروند و گداي کوري که در خيابان صدقه
ميگيرد."
بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:
"در اين آينه نگاه کن
و بعد بگو چه ميبيني."
- "خودم را ميبينم."
- " ديگر ديگران را نميبيني! آينه
و پنجره هر دو از يک ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازکي
از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نميبيني. اين دو شيئ
شيشه اي را با هم مقايسه کن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها
احساس محبت ميکند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده ميشود، تنها خودش را مي
بيند.
تنها وقتي ارزش داري که شجاع باشي و آن پوشش نقره اي را از جلو
چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري.
.

شکستن
دل انساني و ناراحت کردن او از گناهاني است که فقط با پشيمان شدن و طلب
آمرزش از خداوند آمرزيده نمي شود. بلکه بايد به نحوي دل آن فرد را نيز به
دست آورد و او را از خود راضي و خشنود نمود .
در اين زمينه شما مي توانيد با عذرخواهي و جبران کردن به وسيله احسان و
هديه و همچنين با به کار بردن کلمات دلنشين، اندوه و گرفتگي را از آن فرد
برطرف نماييد.
در حديث آمده است که خداوند مي فرمايد: «انا عند المنکسره قلوبهم؛ من همدم قلب هاي شکسته هستم» يعني
انسان دل شکسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه اي است و مورد توجه
خداوند مي باشد و دعا و نفرين انسان دل شکسته خيلي زود اثر مي بخشد.
به طور کلي شکستن دل انسان مؤمن که به تعبير روايات، احترام او از کعبه
بيشتر است، داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است و دلي که شکست به سادگي
التيام نمي يابد و جبران آن دشوار است، پس در مرحله اول بايد انسان مراقب
باشد دل کسي را نشکند و قلبي را جريحه دار نسازد و اگر خداي ناخواسته اين
اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي کند و دل شکسته را التيام بخشد و
آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش کافي نيست مگر اين که آن فرد از
انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد که در اين صورت علاوه بر
استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهي بايد در حق آن فرد دعاي خير کرد و خير
دنيا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با اين کار انشاءالله قلب او
در باطن از شما راضي و خشنود مي گردد.
صادق(ع):
کسي که مالک خشم خود نباشد،مالک خرد خود نيست.
مراتب عبادت و بندگي هفتاد جزء است و برترين آن ها به دست
آوردن روزي حلال است.
حضرت محمد (ص)
انسان تا وعده نداده آزاد است،اما وقتي
وعده مي دهد زير بار مسووليت مي رود،و تا وعده هايش عمل نکند رها نخواهد شد. امام حسن (ع)
دو مرد به اتهام آوردن جسد دوست شان به خيابان و اقدام به نقد کردن چک او به دادگاه کشيده خواهند شد.
يکي
از افسران پليس نيويورک هنگام عبور تصادفي از يک خيابان با دو مرد مواجه
شد که يک مرد ديگر را روي يک صندلي اداري در خيابان هل مي دهند و مي برند.
مرد روي صندلي رنگ پريده و شق و رق بود و لباس مناسبي به تن نداشت. پليس
شاهد اين صحنه مشکوک دو مرد را دستگير مي کند و در مي يابد آنچه ديويد
دلايا و جيمز اهارا (هر دو 65ساله) حمل مي کنند، جنازه دوست شان ويرجيليو
سينترون است که 24 ساعت قبل درگذشته است.
بررسي
هاي کالبدشکافي هنوز دليل مرگ را اعلام نکرده اند و اين دو مرد هنگامي که
شنيدند دوست شان مرده اظهار تعجب کردند و گفتند اين موضوع را نمي دانستند.
ظواهر
امر حاکي از اين است که اين دو مرد سعي داشتند چک 355 دلاري دوست شان را
نقد کنند اما مسوول باجه بانک به آنها گفت خود سينترون بايد حضور داشته
باشد. در نتيجه آنها به آپارتمان دوست شان بازگشتند و به او لباس پوشاندند
و جسد او را روي صندلي نشاندند و به بانک آوردند. هنگامي که مي خواستند
جسد را وارد بانک کنند تا چک را نقد کنند، افسر فوق آنها را ديد و دستگير
کرد. افسر فوق گفت که ابتدا فکر کرده با يک جور شوخي طرف است، اما هنگامي
که متوجه شد شخص نشسته روي صندلي مرده است فهميد موضوع جدي تر از اين حرف
ها است
[25/5/1387- 4:41 ع] ما منتظريم
[25/5/1387- 4:36 ع] عطر حضور
[20/5/1387- 9:11 ص] مسابقه آشپزي در چين با موضوع المپيک چين
[20/5/1387- 9:0 ص] بردو باخت
[20/5/1387- 8:51 ص] آيا ميدانيد واژه ok از کجا سرچشمه گرفته؟
[16/5/1387- 7:42 ص] عبور از جاده مرگ
[16/5/1387- 7:36 ص] خداوند ادب
[16/5/1387- 7:31 ص] تبريک
[10/11/1386- 11:4 ص] تامل
[10/11/1386- 10:54 ص] دل شکستن
[10/11/1386- 10:42 ص] امام صادق(ع)
[10/11/1386- 10:38 ص] حديث
[10/11/1386- 10:33 ص] حديث3
[10/11/1386- 10:27 ص] جنازه وچک 355دلاري
[همه عناوين(342)][آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 31 کل بازديد :11331
دانشجوي پزشکي هستم اهل تهرانم وهمه را دوست دارم واز انتقاد دوستانم خيلي خوشحال ميشم چون نشانه محبتشان را همين انتقاد هاي سازنده ميدانم
ایام شهادت مولای دوجهان [4]
اخبار [8]
مناجات [4]
ضرب المثل [2]
حدیث [5]
حکایت [12]
اس ام اس [2]
مطالب علمی_پزشکی [7]
امام عصر جانم بفدایت [2]
نوشته های مذهبی [26]
دلنوشته ها [13]
متفرقه [4]
اشعار [8]
دانستنیها [11]
نکته ها [6]
بسیج [6]
طنز وشوخی [2]
هنر
نم نم بارون...
و خدایی که در این نزدیکیست
حجاب
شهلا تي ان تي
رزسفيد
جک اس ام اس ....
داستان سرا
علم و عمل
نام: | |
ايميل: | |


















.jpg)






